صفحه اصلی اشعار جمال عسکرى علیه السلام
جمال عسکرى علیه السلام مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل

باز گيتى روشن آمد از جمال عسگرى
ماه گردون شد خجل پيش هلال عسگرى


موكب اجلال او چون شد پديد از گرد راه
محور آمد هر جلالى در جلال عسگرى


هادى دين مى برد دست دعا پيش خدا
چشم حق بينش چو مى بيند جمال عسگرى


من چو گويم در مقام و حسن اين كودك كه هست
منطق پير خرد مات از كمال عسگرى


تا تقرّب بر خدا جويند خلق نه فلك
روبد هر يك بامژه گرد نعال عسگرى


عصمت زهرا عيان از چهره زيباى او
خصلت حيدر ببينى در خصال عسگرى


رشك كوثر بُرد از لعل لب جانبخش او
ماه گرديده خجل از خط و خال عسگرى


گلشن جاويد گردد هر زمين شوره زار
چون ببيند موكب فرخنده فال عسگرى


دانش سرشار او تا كرد تفسير كتاب
عالمى سيراب گرديد از زلال عسگرى

شاعر: ثابت