|
ما در ره اهل بيت جان مي بازيم
بر سامره و حريم آن مي نازيم
آن کعبه ي عشق را به مهدي سوگند
زيباترو با شکوه تر مي سازيم *** صاحب الزمان از غم ناله بي امان دارد
برشهيد سامراچشم خون فشان دارد
عرض تسليت گوييد يادگار زهرا را
گريه مي کند هستي برغريب سامرا *** بشکند دستي که ويران کرد اين گلخانه را
در عزا بنشاند او شمع و گل و پروانه را
بشکند دستي که هتک حرمت اين خانه کرد
شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه کرد
***
درون قلب جهان انقلاب گشته بيا
نفس بدون تو همچون عذاب گشته بيا
نظاره کن به فراسوي سامراء و ببين
حرم به دست حرامي خراب گشته بيا
***
سامراي عسکري بار دگر ويران شده
چشمهاي منتقم بار دگر گريان شده
بعد تخريب بقيع و اين ستم در سامرا
گشت روشن از جه قبر فاطمه پنهان شده
***
سلطان کرامت به فداي کرمت
يا حضرت هادي سر ما و قدمت
از حق طلبيدم که به کوري عدو
آباد شود به دست مهدي حرمت
*** عشق تو و مهر تو همه حاصل ماست
درد و غم و غصه هاي تو قاتل ماست
هرچند که خانه ات شده ويرانه
اما به خدا خانه تو در دل ماست
|