صفحه اصلی حضرت حکیمه خاتون دوران امامت امام هادي عليه السلام
دوران امامت امام هادي عليه السلام مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
امام هادي عليه السلام در نيمه ذيحجه سال 212هجري قمري در ناحيه صريا در اطراف مدينه به دنيا آمد و در سال 220 پس از شهادت پدر گرامي‌اش در هشت سالگي به امامت رسيد و تا سال 254 هجري به مدت 33 سال به اين امر خطير پرداخت.[24] دوران امامت ايشان، معاصر با شش خليفه عباسي بود.[25]

اوضاع سياسي اجتماعي در عصر امام هادي عليه السلام ويژگي‌هايي دارد كه به بعضي از مهم‌ترين آنها اشاره مي‌كنيم:

 ـ گسترش ظلم؛

 ـ بيدادگري و خودكامگي و غارت بيت‌المال و صرف آن در خوش گذراني‌ها از جمله ظلم‌هايي بود كه جان مردم را به لب رسانده بود و هر اعتراضي به شدت سركوب مي‌شد؛

 ـ افزايش خوش‌گذراني و هوسراني درباريان؛

 ـ نابودي هيبت و عظمت خلافت.

حكومت و خلافت در دوره اموي و (تا اين زمان) عباسي هيبت و جلالي داشت؛ اما از دوره معتصم به بعد كه وي غلامان ترك را وارد دستگاه خلافت كرد، به سرعت بر اثر تسلط تركان و قدرت آنان، جلال و هيبت حكومت از بين رفته و خليفه در عمل، يك مقام تشريفاتي بيش نبود؛ البته در عين حال، هرگاه خطري از جانب مخالفان احساس مي‌شد، خلفا، اطرافيان و عموم كارمندان دستگاه خلافت در سركوبي آن نظر واحدي داشتند.

در اين دوره، نهضت‌هاي زيادي صورت گرفت؛ از جمله در فاصله سال 219 تا 270 قمري تعداد هيجده قيام ضبط شده است. البته اين قيام‌ها از جانب دستگاه خلافت به شدت و بي رحمانه سركوب مي‌شد. بسياري از اين انقلاب‌ها مورد تأييد امامان قرار نمي‌گرفت؛ زيرا يا صد در صد اسلامي نبود و در اهداف آنها و رهبران شان انحراف‌هايي مشاهده مي‌شد و يا طراحي و برنامه ريزي آنها طوري بود كه شكست آنها به سادگي پيش بيني پذير بود كه اگر آشكارا آنها را تأييد مي‌كرد اساس تشيع و امامت و هسته اصلي نيروهاي شيعه در معرض خطر قرار مي‌گرفت.

تا قبل از آن كه متوكل بر سر كار آيد، سياست مأمون تا حدودي دنبال مي‌شد؛ اين سياست، حمايت از معتزله بود؛ حمايتي كه به خودي خود، فضا را براي شيعه و نيز علويان هموار مي‌كرد. با آمدن متوكل، مجدداً سخت گيري آغاز شد و با حمايت از اهل حديث و (برانگيختن آنها) عليه معتزله و شيعه، سركوبي اين دو گروه به شدت دنبال گرديد.[26]

متوكل، آن چنان نسبت به حضرت امام هادي عليه السلام و خاندانش، كينه و عداوت داشت كه اگر آگاه مي‌شد كسي به آن حضرت علاقه‌مند است، اموال او را مصادره و خود او را به هلاكت مي‌رساند؛ از اين رو حضرت، فعاليت‌هاي خود را به صورت سري انجام مي‌داد و در مناسبات خود با شيعيان، نهايت پنهان كاري را رعايت مي‌كرد. اين شرايط بحراني باعث شد تا حضرت از طريق شبكه ارتباطي وكالت و تعيين نمايندگان و كارگزاران در مناطق مختلف با آنها ارتباط برقرار كند تا بدين وسيله هم نيازهاي ديني آنها را پاسخ گويد و هم با جمع آوري خمس، زكات، نذورات و هدايا، مصالح بندگان را در مناطق مختلف در نظر گرفته و مقاصد دين را در حد امكان بر پاي دارد.

متوكل براي جلوگيري از نفوذ امام عليه السلام در مدينه، حضرت را با خانواده به سامرا دعوت كرد تا به طور مستقيم و پيوسته تحت نظر باشد. با اين همه مراقبت‌ها باز هم وجود امام را براي حكومت خود خطري جدي مي‌دانست و مي‌ترسيد ياران و پيروان امام، مخفيانه با او تماس گيرند و براي قيام و شورش، نقشه‌اي طرح كنند و براي زمينه سازي، جهت اين كارها پول و سلاح جمع آوري كرده، افرادي را آموزش دهند؛ لذا هر چند يك بار دستور مي‌داد خانه امام را به دقت مورد بازرسي و تفتيش قرار دهند، گرچه مأموران هر بار دست خالي برمي گشتند؛ اما وي پيوسته نگران بود و احساس خطر مي‌كرد. اشعار بزم شراب متوكل و اشعار آتشين بيدارساز امام يكي از اين نمونه‌ها است.[27]

در نهايت، متوكل تصميم گرفت امام را به شهادت برساند، ولي خدا به او مهلت نداد و در بستر خود مورد حمله تركان قرار گرفت و كشته شد؛ آن‌گاه امام از دست وي رهايي يافت. شايان ذكر است كه امام، هلاكت وي را پيش گويي كرده بود.[28]

امام هادي عليه السلام پس از عمري محدوديت بدون سازش با ستم گران، سرانجام به دستور معتز، مسموم گرديد و در سال 254 هجري به شهادت رسيد و در سامرا در خانه خود به خاك سپرده شد.[29]

حكيمه خاتون در چنين شرايط و جو اختناقي به گونه‌اي تربيت شدند كه بعدها بتوانند حافظ بزرگ‌ترين اسرار الهي باشند. درباره حكيمه خاتون در اين زمان نيز جز مواردي اندك در تاريخ ثبت نشده است.

دو روايت در دوران امام هادي عليه السلام درباره ايشان ضبط شده است كه گوياي مطالب بلندي درباره اين شخصيت در زمان اين امام همام است. هر دوي اين روايات مربوط به مقدمات ازدواج امام حسن عسكري عليه السلام با حضرت نرجس خاتون است.

يكي از مهم‌ترين مطالبي كه از اين روايات فهميده مي‌شود، اين است كه امام هادي عليه السلام حضرت حكيمه را به منزل برده كه وي مادر حضرت قائم و همسر فرزندش ابي محمد حسن العسگري عليه السلام است. اين گونه خطاب، نشان گر عمق دانايي حضرت حكيمه است؛ چرا كه وي تنها فردي از خاندان امام هادي عليه السلام است كه شايستگي تعليم دادن، آن هم براي شخصيتي كه بتواند همسر امام و مادر عصاره خلقت شود و نشان‌گر تبحر و توانايي اين بانوي فرزانه در شناخت دين است و از آن جا كه خطاب به وي به طور مطلق ادا شده، يعني حضرت، دين واقعي را آن چنان كه نزد معصومان بوده مي‌شناخته و همان را بايد به نرجس خاتون تعليم دهد؛ تعاليمي كه برازنده همسري حضرت عسكري عليه السلام و در راستاي اهداف عاليه وي باشد و هم تعاليمي كه بتواند بزرگ‌ترين منجي عالم بشريت را به نحو احسن مادري كند؛ چه قبل از تولد، چه در هنگام تولد و چه پس از آن.